Blog

Bulls

خُل‌واژه‌ها

تیکه‌لُگ 5 (6)

– حالا که تموم شده شاید بتونی بهم بگی که چی شد که یهو گذاشتی و رفتی. 

– می‌دونی وقتی می‌خوان تو یه شرکت کسی رو اخراج کنن چیکار می‌کنن؟

– می‌گن بیا تو دفترِ مدیرِ منابعِ انسانی Read more

فرتوت 5 (4)

از فردایِ روزِ ازدواج، هر روز صبح، قبل از رفتن سرِ‌کار، مرد زن رو بیدار می‌کرد تا ویتامین‌ها و قرص کلسیم‌ش رو بهش بده.

زن تو خواب و بیداری غر می‌زد و یه «بذار بخوابم»ِ مبهم نثار Read more

حدیثِ تو 4.9 (8)

وقتی یارو می‌گه: «گاهی اوقات، یه داستانِ شیش کلمه‌ای، می‌ارزه به کل یه کتابخونه… خیلی‌ وقت‌ها یه بیت از تمامِ یه دیوان بهتره…» دقیقاً منظورش اینه:

 

شهری مُتحدّثانِ حُسنت

الّا متحیّرانِ خاموش

سعدی

 

 

* تصویر: محمود فرشچیان

بازنده 4.8 (11)

 پسرک لاغراندام با تردید از روی صندلیش بلند شد و مِن‌مِن‌کنان گفت:

– من… من دقیقاً نود روزه… نود روزه که لب به مشروب نزدم.

 حاضرین جلسه نامنظم برای پسرک دست زدند.

فرانک که وسط نیم‌دایرة صندلی‌ها Read more

قانونِ سی صد 5 (6)

 یه رابطه به محضِ اینکه مجموع خاطراتِ بدش از مجموع خاطراتِ خوبش بیشتر شد باید تموم شه. 

 

۱۹ هم‌صدا 4.9 (9)

– حوصله داری یه ذره باهات دردِ دل کنم؟

– …

– وقتی تو اومدی که با من زندگی کنی، واکنش افراد عجیب‌غریب بود. اول همه تعجب کرده بودن که چی شد بالاخره این مرد دل به یه زن Read more

قانون صد و سی و هفت 4.9 (13)

تویِ یه طلاق حتماً و همیشه مقصر مرده. اگه آدم‌مریضه خودش باشه که داستان مشخصه؛ اگه هم نه،  اون بوده که در قدم اول اشتباه انتخاب کرده. 

آگراندیسمان 5 (10)

 (به «مینا جانِ» شهیار)

 

پروفایلش خصوصی بود. همه این‌ سال‌ها. واسه همین عکسش تویِ اون قابِ دایره‌ای انقدر کوچیک بود که مجبور می‌شدم با یه برنامه ذره‌بین بزرگش کنم تا ببینم چجوری شده. عکسِ بزرگ شده هم Read more

قانونِ دو تا مونده به آخرِ پاشا 5 (10)

«به جایِ اینکه دیوانه‌وار عاشقِ یکی باشی که دوسِت داره، یکی رو دوست داشته باش که دیوانه‌وار عاشقت باشه.»

الطَّلَاقُ مَرَّتَانِ 4.7 (13)

(برایِ محسن)

 

من در چهل سالگی باز شدم صفر. باز رسیدم به هیچ.

مهریه، نفقه، خونه، ماشین، همه اثاث مال تو.

شیش روزِ سارا هم مالِ‌ تو.

اتاقِ بچگی‌هایِ خونه پدری مالِ من.

جمعه‌هایِ‌ سارا هم مالِ من.

Read more

پادتن 5 (7)

فقط یه پیس!

 به این نزدیک‌ترین جا به گیرنده‌های بویائیم.

بی عطرِ تو

این ماسماسک محافظِ من نیست!

برای آن زمستان‌ها که گذشت 5 (7)

این دوران همه‌ش هم بد نبود. خوبی‌هایِ زیادی هم داشت. بخصوص اسفندی که گذشت. بیشتر از همیشه باعث شد همو بشناسیم، بیشتر از همیشه با هم حرف زدیم، بیشتر فیلم دیدیم. تو، اون ورِ تخت، زیرِ نورِ چراغِ رویِ Read more

شیش 5 (5)

حضانتِ سارا؛ تلاشم برایِ باز دیدنت. 

قانونِ صد و نود و چهارِ پاشا 5 (5)

آدم‌ها بیشتر از اینکه دل‌بستة خودِ معشوق‌شون بشن عاشقِ بیماریِ اون‌ها می‌شن.

خل‌پلان دهم- میکروب‌هایِ ما همین الانش هم با هم قاطی شدن! 5 (4)

فکر نمی‌کنم تویِ تاریخِ هنرهای نمایشی کاراکترِ زنی شبیهِ «کیم وِکسلر» با این همه جزئیاتِ و خصوصیات اخلاقیِ منحصر به فرد خلق شده باشه! تبدیل شدن به «زنِ ایده‌آل» با این مشخصات ظاهری و چهرهٔ خیلی معمولی، شبیه یه Read more

!کنارِ این‌همه ول 5 (8)

«دلی دارم که ریش‌ریشه… از این بهتر مگه می‌شه؟!»

شهیار

قانون نود و یک پاشا 4 (8)

کسائی که بیشتر دم از دموکراسی می‌زنن خودشون دیکتاتورهای بزرگن.