Bulls

خُل‌واژه‌ها

کارِ بزرگ 4 (1)
(برای آقای لوبیتز)   هیچ‌کس نفهمید چشه! هرگز کسی یک لحظه هم فکر نمی‌کرد که «اندریاس» ممکنه افسرده باشه. واسه اینکه شخصیت شوخی داشت و لبخندش همیشه اونجا بود. حتی وقتی خودش با پای خودش رفت به بیمارستان دانشگاه Read more
خونه 5 (2)
اینجا بویِ عید و عیدی نمی‌آد. خبری از بویِ توپ و کاغذ رنگی هم نیست. همه قلّک‌ها از قبل شکسته شدن. اینجا کسی به کسی سکه عیدی نمی‌ده. کسی قاشق نمی‌زنه. بتهٔ نور شده کُپهٔ نمور. نه باغچه بو Read more
مثلِ یه عکسِ تازه‌ظاهر شده در تاریک‌خونه 5 (6)
   

(برایِ مَت کینگِ The Descendants) 

  هوسِ سیگار کردم… ولی نمی‌خوام بیدار شی. مثلِ هر شب پشتت به منه. بازوهامون تو هم گره خوردن و با هر نفست موهات گردنم رو غلغلک می‌ده. نمی‌خوام بیدار شی. Read more
حیفْ‌گودرز 5 (1)
حیف‌گودرز از پشتِ کُپه‌هایِ جمع شدۀ گندم‌ها، زنش را دید که واردِ طویله شد. این دفعۀ اوّل نبود که می‌دید کژال، با آن دامنِ چین‌چینِ رنگی، وارد آغُل می‌شود و چند لحظه بعد عقیل، پسرِ کوچک ملّایِ ده، به Read more
مینی‌مالِ کامل 5 (2)
    بعضی وقت‌ها یه مینی‌مال، از هرچیزِ کاملی، کامل‌تره. گاهی اوقات، یه داستانِ شیش کلمه‌ای، می‌ارزه به کل یه کتابخونه. گاهی یه تک‌پلان، می‌ارزه به کلِ آرشیوِ فیلم‌خونۀ ملّی… یه آرشه به همة ارکستر. خیلی‌ وقت‌ها یه دو Read more
ستاره 5 (1)
سیزده، چهارده سال پیش، اون موقع که هنوز اینترنت این‌جاها نبود، یه چیزی بود به اسمِ BBSِ «پیام» که با تلفن بهش یه عدّه بیکار که ورژنِ الانشون اینائی‌هستن که تویِ فیک‌بوک‌ می‌پلکن (قطعاً + خودم) وصل می‌شدن و Read more
روزمرگی 5 (1)
هميشه دلم مي​خواست با اون باشم! يعني بين اون همه، هر وقت اين يکي رو مي​ديدم دلم هُرررررري مي​ريخت. ولي اصلا اون راه نمي​داد! هيچ رقمه! تا اينکه اون پسره اومد و دمش Read more
The Art of Handling Angry Patients 5 (1)
It was said she was the best cardiologist in the town; thus, the crowded waiting room was not unexpected for me.

 

I was sitting in the waiting room for about one and a half hours. When suddenly an Read more